تبلیغات
برکه

برکه

 

عیب تو را گفته بودند همسایـــه ها بی نهایت

اما تو از عیب دوری یا افتــــــرا بــی نهایت

گفتند و گفتند و گفتنـــــد ، با خود نگفتند شاید

شاید تو را دوست دارد یک مرد تا بی نهایت

گاهی که ازعشق پاکت مجنون و دیوا نه بودم

سنگی زدند و شکستنـــــد قلب مرا بی نهایت

بر روی لبخنــد غمگین اشک مرا دیده بودی

پنهان نمی کردم از تواما... چرا... بی نهایت

من عشق را دیده بودم برعکسِ آنچه که گفتی

بر عکسِ آنچه رقم خـورد در انتها بی نهایت

فردا دوباره تـو را من در باغ رویا نـــــدیدم

با زخم من چیده بودند این شاخه را بی نهایت

 

عبداله حیدری26/9/90


[ جمعه 11 فروردین 1391 ] [ 06:45 ب.ظ ] [ عبدالله حیدری ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آه ای کاش ماه بودم تا...
دست کم مثل آه بودم تا...
آه، افسوس من همین هستم
چه کنم بی گناه بودم تا...
عبداله حیدری فرهنگی. تحصیلات:کارشناسی ارشد زبان و ادب فارسی.ساکن خضری (استان خراسان جنوبی)
اولین بیتم را در سال73 سرودم به جز شعر به خوشنویسی نقاشی و موسیقی علاقه مندم
heidari56.mihanblog.com
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
www.shereno.com